
جهان و جامعه کنونی دائماً در حال گذار و تغییر و تحول است که شرایط و عوامل گوناگونی در این دگرگونیها نقش دارند. مقولاتی چون جهانی شدن، گسترش تکنولوژیهای نوین ارتباطی، گسترش شهرنشینی و حمل و نقل، افزایش مهاجرت و... افراد را با دنیای جدیدی روبهرو میکنند. با پایان یافتن جنگ جهانی دوم مفاهیم گوناگون جدیدی مطرح شد که یکی از آن مفاهیم، جهانی شدن بود. جهانی شدن به عنوان یک واژه مهم در اواسط دهه 1980 وارد محافل آکادمیک شد(رابرتسون، 1380: 36 نقل شده در عاملی و مولایی، 1388: 5). جهانی شدن در مفهوم جدید خود معلول «صنعت جهانی ارتباطات» است و به عنوان یک روند ارتباطی که موجب «ارتباطات همزمان» و «ظهور فضای واحد ارتباطی» شده، پدیده نوینی محسوب میشود(عاملی، 1383: 24 نقل شده در عاملی و مولایی، 1388: 5). در این میان ارتباطات بینفرهنگی هم با تأثیرپذیری از این فضا دچار تغییر و تحول شده است.
تغییرات حاصل از پدیده جهانی شدن صرفاً به ابعاد اقتصادی و سیاسی محدود نمیشود، بلكه از نظر فرهنگی نیز موجب تلاشهایی برای همسانسازی ارزشها و بینشهای اجتماعی و ایجاد فضایی فارغ از مرزها شده است(نورائی، 1392: 137). بدیهی است كه اقتضای زندگی فرهنگهای مختلف در كنار یكدیگر، به معنی تعامل میان این فرهنگهاست. در واقع هویت فرهنگی یك گروه را میتوان فقط از راه روابط آن با گروههای دیگر درك كرد. از این رو این مواجهه نه تنها خطرآفرین نیست، بلكه متقابلاً میتواند به غنای فرهنگی و ارتباطات بینفرهنگی بینجامد. خطر عمده زمانی است كه این رابطه، بر اثر ایجاد فرصتهای نابرابر، به انتقال یكسویه و تحمیل یكی بر دیگری تبدیل شود؛ یعنی خطری كه با فرایند جهانی شدن پیش خواهد آمد(نورائی، 1392: 138).

درخصوص مفهوم هویت تعاریف متعددی وجود دارد. گافمن اعتقاد دارد که هویت تلاش انسان برای بروز تمایز نسبت به دیگران است، در حالی که به رفتار خود شکل میدهد(ریترز، 1382: 93 نقل شده در باقری دولت آبادی و زارعیان جهرمی، 1393: 154). همچنین کاستلز هویت را سرچشمه معنا و تجربه برای مردم میداند. او باور دارد که هویت، فرایند معناسازی براساس یک ویژگی فرهنگی یا مجموعه به هم پیوستهای از ویژگیهای فرهنگی است که بر دیگر منابع معنایی اولویت داده میشود و برای هر طبقه خاص یا برای هر گروه ممکن است چندین هویت وجود داشته باشد(کاستلز، 1380: 25 نقل شده در باقری دولت آبادی و زارعیان جهرمی، 1393: 154). البته لازم به ذکر است که به گفته آنتونی اسمیت هویت امری موقعیتی است(بروجردی علوی و صدیق یزدچی، 1396: 95).
هویت شامل سه سطح فردی، جمعی و ملی میباشد و هویت ملی به تعبیری فراگیرتر، بالاترین و مشروعترین سطح هویت است(جنکینز، 1381: 5 نقل شده در بایبوردی و کریمیان، 1393: 84). هویت ملی، مفهومی بسیار کلیدی و در حال تحول است که نقشی اساسی در شکلگیری رفتار و موضعگیری سیاسی مردم و دولتمردان و از آن طریق، کل یک کشور دارد(امینیان و تیمورپور، 1391: 64). لازم به ذکر است که هویت ملی ابعاد گوناگونی مانند ابعاد اجتماعی، تاریخی، جغرافیایی، سیاسی، دینی، فرهنگی و زبانی دارد(بایبوردی و کریمیان، 1393: 85). در یک تعریف نهایی میتوان گفت هویت ملی، مجموعهای از گرایشها و نگرشهای مثبت نسبت به عوامل، عناصر و الگوهای هویتبخش و یکپارچه کننده در سطح هر کشور به عنوان یک واحد سیاسی است و اساس هویت ملی، احساس تعلق و تعهد به واحد اجتماع ملی است که بیشتر در قلمرو مرزهای ملی معنا پیدا میکند(میرمحمدی، 1385: 26 نقل شده در بایبوردی و کریمیان، 1393: 85).
تفاوتها و تنوع فرهنگی و هویتی در كثیری از جوامع، واقعیتی پذیرفته شده است. این واقعیت به عنوان یكی از پیچیدگیها و غموض اداره جوامع چندفرهنگی محسوب میشود چرا كه مهمترین حوزة سیاستگذاری و تصمیمگیری برای حفظ ثبات، نظم و همبستگی در اینگونه جوامع، تنظیم روابط میان فرهنگها و هویتهای موجود در جامعه است. اهمیت این نكته از آنجاست كه در كشورهای مختلف فرهنگ ذاتاً عرصه كنش و واكنش همسانیها و ناهمسانیها است. چون فرهنگها ذاتاً در درون خود موجد تفاوتها هستند و انتظار یك شكلی و همشكلی كامل در حوزه فرهنگ نابهجا و غیرواقعبینانه است(حاجیانی و اخلاقی، 1391: 68).

سیاستگذاری «شیوه مشخص شکل دادن به عمل» یا مجموعه اقداماتی هدفمند است که مجموعهای از بازیگران در مواجهه با یک مشکل یا موضوع خاص دنبال میکنند. سیاستگذاری در سه سطح خرد، فرعی و کلان انجام میشود که سیاستگذاری هویت ملی در سطح کلان قرار میگیرد؛ زیرا سیاست کلان شامل اجتماع به عنوان یک کل میشود و موجودیت و منافع عمومی وسیعی را لحاظ میکند(کریمی و پارسا، 1398: 9). ارتباطات میانفرهنگی به خودی خود با افزایش آگاهی و شناخت ملتها از یکدیگر و رفع سوءتفاهمات احتمالی زمینه را برای مشروعیت تصمیم دولتها به تنشزدایی با دیگری فراهم میکند(جمشیدی، سلطانی نژاد، بیات، 1394: 39).
سیاستهای مختلفی برای تقویت هویت ملی وجود دارد از جمله: سیاست چندفرهنگی، جداسازی اجتماعی، شبیه سازی، یکپارچگی، تنش زدایی و گردشگری فرهنگی.
فلسفه وجودی طرح مفهوم چندفرهنگ گرایی به مثابه الگوی سیاستگذاری در دولتهای دارای تنوع فرهنگی و قومی، تأمین و تقویت یکپارچگی اجتماعی و همنوایی ملی است(تقی لو، 1386: 13). براساس گفته تقی لو سیاست چندفرهنگگرایی ضمن پاسخگویی به مطالبات قانونی اقوام و فرهنگها، سیاستی معقول و راهبردی در زمینه انسجام و همگرایی هویت ملی و از میان بردن چالشها و بحرانهای احتمالی است(تقی لو، 1386: 29).
از سوی دیگر جان پرور، صالح آبادی و مهدیی از سیاست گردشگری فرهنگی به منظور تقویت و همبستگی هویت ملی یاد میکنند. به عقیده آنان رشد و گسترش گردشگری از جمله پدیدههای مهم اواخر قرن بیستم است که با سرعت در قرن جدید ادامه دارد. در این راستا در سطح جهان، هر کشوری برای جذب و ساماندهی فرایند جذب گردشگران خارجی و بدست آوردن درآمد ارزی و جذب گردشگران داخلی برای جلوگیری از خروج ارز از کشور، براساس پتانسیلهای موجود و ظرفیتسازیهای جدید خود برنامهها و زمینهسازیهای خاصی را انجام میدهد. تا بتوانند از درآمد ناشی از صنعت گردشگری که در زمره اشتغالزاترین و پر بازدهترین فعالیتهای اقتصادی در جهان است، استفاده کند. همچنین بتواند فرهنگ، اقتدار و هویت خود را به دیگران بشناساند تا بر این اساس زمینه روابط فرهنگی و دیگر روابط را در سطح ملی، فراملی و فروملی فراهم کند و از تنشهای فرهنگی و عقیدتی احتمالی ناشی بین ملت خود و دیگری بکاهد. در نهایت بتواند براساس زمینهسازیهای ذهنی که برای ملتهای دیگر از خود و مردم و فرهنگ خود ساخته است در راستای بالا بردن اقتدار ملی و وزن ژئوپلیتیک خود در سطح جهانی و در جهت همبستگی و توسعه هویت ملی کمک گرفت(جان پرور، صالح آبادی و مهدیی، 1398: 26).
همچنین جمشیدی، سلطانی نژاد و بیات از سیاست تنش زدایی به منظور تقویت هویت ملی یاد میکنند. به عقیده آنان سیاست تنش زدایی این پیام را با خود به همراه دارد که کشور مزبور به دنبال صلح، دوستی، همکاری و همزیستی مسالمت آمیز با دیگر کشورها است. لذا تنش زدایی و به دنبال آن عادی سازی روابط، میتواند تصویری مثبت و مسالمتجو از یک کشور به دنیا مخابره کند و در ارتقای جایگاه آن در نظام بینالملل مؤثر باشد. تنش زدایی دو روش دارد: تنش زدایی از بالا و تنش زدایی از پایین.
روش اول که میتوان آن را «تنش زدایی از بالا» نامید، عمدتاً میان رهبران و سیاستمداران دو کشور صورت گرفته و با تغییر دیدگاه در میان آنها، رویکرد جدید در قبال «دیگری» به جامعه تسرّی داده میشود. در این روش، اهداف و ارزیابیهای اقتصادی، استراتژیک و سیاسی است که در نهایت دو کشور را به سمت تنش زدایی سوق میدهد. در روش دوم که میتوان آن را «تنش زدایی از پایین» نام نهاد، ابتدا دیدگاههای جاری و ساری در جامعه در قبال «دیگری» تغییر یافته و سپس دولتهای دو کشور را مجبور به پذیرش شرایط جدید میکند. در این شیوه، ارتباطات میان فرهنگی کاربرد بیشتری دارد. این شیوه تنش زدایی را میتوان تنش زدایی میان ملتها و تقویت هویت ملی دانست(جمشیدی، سلطانی نژاد و بیات، 1394: 45-44).
منابع
امینیان، بهادر & تیمورپور، نوشین، (1391). «رسانه، هویت ملی و امنیت ملی؛ با تأکید بر جامعه ایران»، فصلنامه مطالعات راهبردی بسیج، سال پانزدهم، شماره 57: 78-63.
باقری دولتآبادی، علی & زارعیان جهرمی، فرج الله، (1392). «تأثیر فضای مجازی بر هویت و همبستگی ملی»، مطالعات راهبردی بسیج، سال شانزدهم، شماره 60: 182-149.
بایبوردی، اسماعیل & کریمیان، علیرضا، (1393). «جهانی شدن فرهنگ و تأثیر آن بر هویت ملی»، پژوهشنامه روابط بینالملل، دوره هفتم، شماره 28: 102-77.
بروجردی علوی، مهدخت & صدیق یزدچی، امیرسعید، «تأثیر فضای مجازی بر هویت ملی و قومی در ایران»، مطالعات رسانههای نوین، 110-87.
تقی لو، فرامرز، (1386). «تنوع قومی، سیاست چند فرهنگی و الگوی شهروندی»، فصلنامه مطالعات راهبردی، سال دهم، شماره اول: 31-9.
جان پرور، محسن & صالح آبادی، ریحانه، مهدیی، معصومه، (1398). «گردشگری فرهنگی راهبردی جهت تقویت هویت ملی جمهوری اسلامی ایران»، مطالعات کاربردی در علوم اجتماعی و جامعه شناسی، سال دوم، شماره 2: 28-13.
جمشیدی، محمدحسین & سلطانی نژاد، احمد & بیات، جلیل، (1394). «نقش ارتباطات میان فرهنگی در تصمیم کشورها به تنش زدایی»، فصلنامه پژوهش های روابط بین الملل، دوره اول، شماره 22: 57-35.
حاجیانی، ابراهیم & اخلاقی، آزیتا، (1391). «کیفیت روابط میان فرهنگی در جامعه ایران و عوامل مؤثر بر آن»، فصلنامه انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات، سال هشتم، شماره 28: 90-67.
عاملی، سعیدرضا & مولایی، حمیده، (1388). «دوجهانی شدنها و حساسیتهای بینفرهنگی، مطالعه موردی روابط بینفرهنگی اهل تسنن و تشیع در استان گلستان»، فصلنامه تحقیقات فرهنگی، دوره دوم، شماره 6: 29-1.
کریمی، علی & پارسا، ندا، (1398). «سیاست گذاری هویت ملی و الزامات راهبردی آن برای ایران»، فصلنامه مطالعات ملی، سال بیستم، شماره 1: 20-3.
نورائی، مهرداد، (1392). «ارتباطات رسانهای، فرهنگ و هویت در فرایند جهانی شدن»، جامعه پژوهی فرهنگی، سال چهارم، شماره 3: 151-137
من مینا راستی فارغ التحصیل رشته علوم ارتباطات اجتماعی و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم ارتباطات اجتماعی از دانشگاه تهران هستم.